
عید سعید غدیر خم را به تمام عشاقان تبریک عرض می کنم .
نظرات ()به نام پروردگاری که نو آوری سنت اوست

آيا تا به امروز هدفي را در زندگي خود مشخص كرده ايد...
مسلما بله
از كدام نوع اهداف مي باشد؟
اين هدف يا اهدافي كه انتخاب كرده ايد آيا با انتخاب خود شما بوده يا محيط (شرايط اجتماعي)سبب انتخاب اين اهداف شده...
آيا ما در رسيدن به خواسته هاي خود از تمام توان خود استفاده مي كنيم؟
از چه ابزاري براي رسيدن به هدف خود استفاده مي كنيم؟
آيا شكست در رسيدن به هدف به معني عدم توانايي فرد (يا سازمان)در وصول به هدف است؟
وخيلي سوال هاي ديگر...
مسلما همه ما انسانها از آغاز ظهور نخستين انسان در زمين تا به امروز داراي اهدافي بوده ايم خواسته يا ناخواسته اما اين مقاصد در آغاز اهدافي ابتدايي وبسيار اوليه بوده است كه با توجه به گذشت زمان تكامل انسان وجامه در ارتباط با محيط اين اهداف كاملتر وپيچيده تر شده اند .
در ابتدا بسياري از اهداف انفرادي انجام مي شد كه با عدم موفقيت در انجام بعضي از اين مقاصد با همكاري انسانها با يكديگر توانستند بر مشكلات فايق آيند وبه اين مهم پي بردند كه براي انجام بسياري از اهداف بايستي گروهي از افراد با همكاري و ياري يكديگر به نتيجه مورد نظر خود دست يابند كه بر اين اساس سازمان شكل گرفت.
اما همه اين اهداف اهدافي درست نبوده اند (اهدافي ارزشمند هستند كه بر اساس حسن و قبح سنجيده شده باشند ونتيجه كاملا انساني داشته باشند)و همه انسانها در وصول به هدف خود موفق ظاهر نشده اند بنا به شرايط محيطي و زيستي مثلا براي اينكه فردي بتواند يك مجري ايده ال باشد اولا بايستي توانش كلامي خوبي داشته باشد ثانيا از اعتماد به نفس بالايي برخوردار باشد ثالثا از قدرت نگهداري( اطلاعات) و بازيابي بالايي برخوردار باشد رابعا اطلاعات عمومي به روزي در حيطه فعليت خود داشته باشد و ظاهري مناسب داشته باشد.
اگر فردي از يك يا چند عامل به خوبي برخوردار نباشد مسلما موفق نخواهد شد و يا به موفقيت كامل نخواهد رسيد.
همه ما انسانها بنا به شرايط زيستي كه خدادي است داراي تفاوت هايي هستيم مانند: هوش. استعداد.خلاقيت و...
براي اينكه بتوانيم به هدف خود نائل شويم وبالا ترين بازده را داشته باشيم بايستي اهدافي را انتخاب كنيم كه باتوجه به شناخت توانايي هاي خود بتوانيم از عهده آن براييم.
همان طور كه خداوند فرموده من اعمال وافعالي را از بندگانم مي خواهم كه از عهده آن برايند.
اهداف به سه دسته تقسيم مي شوند
۱.كوتاه مدت:كه براي رسيدن به اين اهداف زمان اندكي نياز داريم ورسيدن به اين مقاصد سبب ايجاد اعتماد به نفس در فرد مي شود.
۲.ميان مدت:كه رابطه تنگاتنگي با اهداف كوتاه مدت دارد كه اگر فرد نتواند به اهدف كوتاه مدت خود دست يابد هيچگاه به اين مرحله نخواهد رسيد.
بسياري از انسانها چه افراد جوان چه ميان سال وچه كهنسال در همان مرحله اول باقي مي مانند چون اهدافي را انتخاب ميكنند كه با توجه به توضيحاتي كه داده شد توانايي رسيدن به هدف را ندارد(از قبيل عوامل زيستي ومحيطي )واكثراين افراد افرادي نااميد مي باشند كه مجبور هستند بنا به شرايط اجتماعي خود را با جامعه همسو كنند كه در اصطلاح به اين افراد افرادي غير خلاق ميگويند كه از درصد هوشي پاييني برخوردارندودر بعضي شرايط حتي نمي توانند خود رابا جامعه همسو كنند.
۳.بلند مدت:ايا تا به حال به زندگي افرادي كه از آنها به عنوان افراد موفق اطلاق مي شود اطلاعاتي تهيه كرده ايد مسلا اگر كنكاشي در زندگي بزرگان بيندازيم مي بينيم اكثرا در ابتداي راه با مشكلات يا شكست هايي همراه بوده اند كه به مرور زمان با توجه به دلايل شكست خود راه حل هايي براي جلوگيري از اين مشكلات خود شناسايي كرده كه در ادامه خود را با محيط وفق داده و يا محيط را براي رسيدن به مقصود خود تغيير داده اند.
مسلما افرادي پاي به اين مرحله مي گذارند كه شناخت كامل و جامعي از خود ومحيط داشته باشند وبتوانند با تلفيقي از توانايي هاي خود و محيط خود را براي رسيدن به مقصود خود ياري كنند كه يقينا موفق ظاهر خواهد شد.
عواملي كه باعث موفقيت در هدف مي شود:
۱.انگيزه
۲.شناسايي توانايي هاي خودو محيط
۳.تفكر و مشورت
۴.تلفيق شرايط محيطي با توانايي هاي فردي
۵.پشتكار
۶.تشویق
۷.توكل به خدا
ان شا الله هدف هايي را انتخاب كنيم كه شايسته انسانيت باشد و از لحظه هاي زندگي حد اكثر استفاذه راببريم.
علي بن ابيطالب در توصيف انسان فرموده است:
آيا پنداري تو داراي جرم صغير و كوچكي هستي چنين نيست بلكه دنياي بزرگ در تو جا گرفته است و تو آن كتاب آشكار خداوندي كه با حروفش پنهاني ها را آشكار كرد.
یا علی...
نظرات ()یا هو

سلام بر همه مسلمانان وطن خودمون ایران و دیگر نقاط این جهان پهناور ماه رمضان این ماه خجسته و پربرکت را به یکایک شما عزیزان تبریک می گویم و ما را هم از دعای خیرتون محروم نکنید.
بعد از یک غیبت طولانی که یکی از علت های آن کنکور و درس بود حالا با یک خبر خوش آمدم و این خبر خوش قبول شدن من در دانشگاه هست اونم رشته ایی که خیلی بهش علاقه دارم ...
ببخشید که سرتون رو درد آوردم برم سر اصل مطلب ...
اغلب ما آدم ها از خودمون این سوال را می پرسیم که چرا ما یک اشتباهی را مرتکب می شویم(انسان جایز الخطاست ولی نه هر خطایی) و بعد از مدتی اغلب دوباره آن اشتباه را تکرار می کنیم در بعضی مواقع بعضی از اشتباهات را انکار... در واقع چرا؟ تا حالا در مورد این مطلب فکر کردیم اگه فکر کرده باشیم مسلما به یک نتیجه ایی رسیدیم یا درست یا اشتباه ...
حالا بیایید فکر کنیم ببینیم اشتباهات چه تاثیری در زندگی ما دارند و آیا می شود از این اشتباهات در جهات مثبت زندگی استفاده کرد.
بعضی از اشتباهات (و در واقع به بعضی از اشتباهات میشه سهل انگاری هم گفت) باعث نا امیدی و شکست ما در زندگی روزمره می شوند(که بستگی زیادی ابتدا به خود فرد سپس به اطرافیان ما دارند) که مقدمه ایی برای شکست های بزرگ تر خواهد شد اجازه بدید با یک مثال منظورم رو بهتر به شما دوستان منتقل کنم .
یک فردی را در نظر بگیرید که خودش رو دست کم میگیره و چون در گاهی اوقات بنا به مشکلات روحی و روانی که دارد یک اشتباه مثلا انجام کاری که نیاز به تمرکز زیادی دارد را به طور مکرر انجام میدهد ابتدا فرد اگر بتواند با استفاده از عقل و اختیار خود مشکل را حل کند دیگر به مرحله بعد یعنی دخالت اطرافیان نخواهد انجامید ولی اگر با استفاده از این دو قوه نتوانست مشکل خود را حل کند ناخود اگاه اطرافیان ما در مواجه شدن با این مشکل ما را چه درست چه اشتباه سوق خواهند داد و اطرافیان هم وقتی میبینند که شخصی اشتباهی را (برای چندین بار مرتکب می شود) انجام میدهد به دو صورت واکنش نشان میدهند در اولین حالت اگر آن شخص انسان واقع نگری باشد نکاتی رو که باعث اشتباه آن شخص در انجام کار و در نهایت شکست در عمل شده را گوش زد کرده و با راهنمایی خود باعث عدم شکست در آینده خواهد شد ولی در حالت دوم اگر اطرافیان ما از انسان های کوتاه بین باشند با سر کوفت کردن و یا راهنمایی غلط آن شخصی که مرتکب اشتباه شده
باعث سرخوردگی و در نهایت درونی شدن آن شکست در فرد شده که نتیجه آن رخ دادن شکست های بزرگ تر در زندگی خواهد شد .
ولی بعضی از اشتباهات باعث موفقیت ما در آینده خواهند شد (که رابطه تنگاتنگ با خود فرد دارد)
خداوند به انسان عقل و اختیار داده تا به واسطه آن راه درست را در زندگی پیدا کند که اغلب انسان هایی که از این دو نعمتی که خداوند بزرگ و رحمان به ما عطا کرده استفاده میکنند در زندگی کمتر دچار اشتباه می شوند حالا چرا کمتر دچار اشتباه میشوند چون ما قادر نیستیم از حوادثی که در آینده برای ما رخ خواهند داد مطلع شویم پس امکان دارد که ما انسان ها بنا به شرایط زمانی و محیطی (حتی با استفاده از عقل و اختیار )دچار اشتباه شویم.
و در این مرحله عقل وظیفه دارد که اشتباهات را شناسایی کرده وبا تجربه ایی که کسب کرده سبب عدم تکرار ان اشتباه در آینده شود .( و به نظر من این یک پیروزی در زندگی است یعنی زمانی که عقل ما تشخیص میدهد که ما در انجام کاری اشتباه کرده ایم یعنی به یک پیروزی دست یافته ایم اگر با اختیار خود آن اشتباه را تکرار نکنیم به کمال نسبی دست یافته ایم که باعث موفقیت ما در زندگی دنیوی و اخروی خواهد شد)
تنها خداوند تبارک و تعالی و پیامبران و امامان از این قضیه مستثنی هستند و دچار اشتباه در زندگی نمی شوند...
بعد از هر شکستی پیروزی هست بیایید از شکست های خود استفاده بهینه را ببریم.
بعضی از اشتباهات را می توان با یاد خدا مرتکب نشد.
ان شا ا... روزی برسد که مرتکب هیچ اشتباهی نشویم.
پيامبر اكرم فرموده است:
خداوند فرشتگان را آفريد و در آنها عقل و نورانيت قرار داد و حيوانات و بهائم را آفريد و در آنها شهوت قرار داد و انسان را آفريد و در او عقل و شهوت قرار داد پس هر كس عقلش بر شهوتش غلبه كند برتر از ملائكه است و كسي كه شهوتش بر عقل او غلبه كند پست تر از بهائم است.
یا علی ...
نظرات ()
امام علي(ع):
((خدا رحمت كند انساني را كه بداند از كجا آمده در كجا قرار دارد و به سوي كجا رهسپار خواهد شد))مولوي:
(( از كجا آمده ام آمدنم بحر چه بود روزها فكرمن اين است وهمه شب سخنم
كه چراغافل از احوال دل خويشتنم به كجا مي روم آخر ننمايي وطنم ))
نظرات ()
الهی
چون تو حاضری چه جویم و چون تو ناظری چه گویم
الهی
ما را یارای دیدن خورشید نیست دم از خورشید آفرین چون زنیم
الهی
عقل گوید:((الحذر الحذر)) عشق گوید ((العجل العجل))
آن گوید دور باش و این گوید زود باش
الهی
کلمات وکلامت که این قدر شیرین و دلنشین اند خودت چونی
الهی
پیشانی بر خاک نهادن آسان است دل از خاک برداشتن دشوار است.
الهی
چگونه شکراین نعمت گذارم که اجازه ام داده ایی تا نام نیکوی تو را به زبان بیاورم و
در پیشگاهت با تو گفت وگو کنم و نامه ات را بگشایم و
بخوانم گرنه ((این التراب و رب الارباب))
الهی
تاکنون به نادانی از تو می ترسم و اینک به دانایی از خود می ترسم.
الهی
موج از دریا خیزد و با وی آمیزد و در وی گریزد و از وی ناگریزد:انالله و اناالیه راجعون
الهی
سست تر از آن که مست تو نیست کیست؟
الهی
از من آهی و از تو نگاهی
(استاد آیت الله حسن زاده ی آملی)
نظرات ()
خدایا
من در کلبه فقیرانه خود
چیزی رادارم
که تو در عرش کبریایی خود نداری
من چون توئی دارم
وتو چون خود نداری
( امام سجاد (ع)
نظرات ()يــــارب :
میهمان امشبم باش.....ميزباني خواهم بود با دنيايي حرف
يارب ...دريابم ...كه بيقرارم
بيقرار تو و عشق بي انتهايت ...اي معشوقي كه دست نيافتني هستي
و من عاشقي بي تاب و سرگشته
كه فاصله غريبي است بين من و ... تو ... فاصله ! .... نه !! راه غريبي است
بين من و ... تو ... و آن باغ ...
باغي كه درش گشوده است به رويم ...راهش سبز است ..... و من
سر بر سجده شكرانه تو پيشاني بر خاك ...ولي !!!
چرا امانم را اين اشكها گرفته اند ..چرا بغضي عجيب حيرانم كرده
اي معبود سبز .....كه خورشيد با تمام درخشندگيش از تو نام گرفته
و كوه با تمام استواريش ...فقط مشتي خاك است در برابر عظمت تو
واي بر من و اين پاي ناتوان ...امان از اين پا
در اين بين من چيستم و كيستم ؟؟
گاه غريبم و گاه اسير
يارب ... راه گم كرده ام راهي نشانم بده
كه دراندوه نام تو را دارم و در بي كسي وجودت را
اي كه نتوانم قياست كنم با هيچ چيز و هيچ كس
كه تو خود آفريدي همه چيزم را همه كسم را
اي مامن تنهايي من اي بارگاه مقدس محبتم
اي هواي من اي همه ي نفسم بسته به اراده پاكت
اي كه آبي آسمانت برايم نشان امنيت است
كه زيبا خلق كردي اين رنگ تمام معني را
گاه جوياي صداقتم به آسمان مي نگرم
و گاه به دنبال راستي و حقيقت كه باز بالاي سرم را نظاره گرم
كه تو چگونه اين همه زيبايي اين همه بركت را بر من ارزاني داري
ولي من ...!!! ناتوانم براي شكرانه
و به خود مي بالم كه از تبار انسانهايي هستم كه نام تو را به من آموختند
كه مي بينم در تمام شبهاي تنهاييم آن هنگام كه دستم به سوي تو دراز است
كه چه بلند است در اين زمان دستانم رو به سوي تو آنگاه كه
بي تاب توام نيازمند توام
مي بينم كه تنها نيستم در اين غربت سراي غم
مي بينم كه بامن هستند همه دستاني كه اينك با من هستند
كه تو تنهايم نمي گذاري و حتي در آن ساعت غمينم
انسانهاي خاكي ديگري با من در حال زمزمه هستند
كه همه و همه كس در همه جا و همه حال تو را مي جويند
معبود من كه تنها كلمه عشق در مورد تو مصداق دارد
و فقط مي توانم با مفعول بودن تو فاعل واقع شوم
و فاعلين اين راه براي رسيدن مفعول بودنت خم و چم هاي فراواني در پيش دارند
كمكم كن وياريم ده براي شناخت اين حس عرفاني
كه در اين راه قلب كوچكم راآب ديده مي سازم و مي گسترانم
تا بتوانم ذره هاي اين عشق بي انتهاي تو معبودم را در آن بگنجانم
يارب ...دريابم
خیلی خستم خستم از این دنیای فانی...
از دنیایی که میدونیم بعضی از کارایی که انجام میدیم بیهودست ولی...
دریغ از...
خدایا چنان کن سرانجام کار که تو خشنود باشی و ما رستگار
یا علی...
نظرات ()
کابوس تورا فراموش خواهم کرد .....
حس غریبی داشتم از آن روز سر بر شانه هایم نهادی نگاهی انداختی ..... خندیدی ..... من گریستم ...... فریاد بر آوردی...... سکوت کردم.....!
کوله باری از درد ..... خسته از زمانه ..... آدم ها ..... حتی خودت !
به چشمانم خیره شدی ..... چشمکی زدی ....... دیوانه کردی مرا ..... دوباره
خندیدی اینبار من نیز خندیدم ...... دستانم را به چشمانت هدیه کردم ..... بوسیدی ..... گریه کردم ..... تو نیز گریستی ........ دقایقی گذشت ...... در آعوش تو آرام گرفتم ...... لحظه ای سکوت میان من و تو غوغایی کرد ....... تا به خود آمدم با هم رفته بودیم ......
نامت را پرسیدم ......از دل ..... از همین آدم ها ...... همه گفتند ...... تنهایی .....!
دیگر میدانم که تنهایی خیلی بهتر است ...... خیلی
بگذریم ......
خدا هست ...... من هستم ...... و زندگی زیباست ...... خیلی زیباست
خدای بزرگ
خدای خورشید پشت ابر
خدای دقایق شاد و غمگین
مرا یاری ده تا امید را چاره ساز ناامیدی هایم سازم که تو بزرگی و امید بخش
آمین
دوستان عزیزم از همه شما ممنونم
یا علی...
اين مطلب بالا رو يکی از دوستان برای من فرستاده بود که ازش تشکر ميکنم
نظرات ()
باری دیگر کمیل علی را باز می کنم. می خوانمش... بسم الله...
اینبار با قلبی عاشق، عاشق تو .... گونه هایم تر می شوند . مثل گونه های تو ....توئی که در غربت برایم گر یستی و منی که هرگز نتوانستم به تو بگویم که بی نهایت .... بی نهایت.... دوستت می دارم ..... منی که هر لحظه را با یاد تو آغاز می کنم.... شوق رسیدن زمزمه ی شکست فاصله ها.... خرد شدن ناتوانی ها،دیوانه کردن تقدیر، تقدیر من و تو .....
صدایی می آید اکنون .... سکوتی دلگیر..... پسرکی دلتنگ..... این اشک ها هستند که دامان مرا غرق در نیاز کرده اند ...... نیاز به تو ..... در باز می شود ..... دخترکی از جنس نور..... نگاهی می اندازد ..... چشمانم خیره به در مانده ..... و درمانده از عظمت چشمان تو ..... نگاه آسمانیت .... هنوز کمیل می خوانم ..... کنارم می نشینی ..... سجاده ای آورده ای..... باز می کنم،عطر رازقی می دهد.... دست به صورتم می کشی. اشک هایم را با دستان مهربانت پاک می کنی.... دوباره سکوت.....آرام..... آرام..... نامت را لرزان صدا می زنم....
............
دوستت دارم
ياعلی...
نظرات ()
کودک احساس من ؟
آینه را بردار ..... بنگر !
همانی که در آینه می بینی روزگاری میشود بزرگ
قلب پاکش را بر آسمان جای میگذارد به زمین می آید
فتنه ها می انگیزد میشکند ...... شکسته میشود
دل میبندد .... خراب میشود
عشق میسازد ..... تباه میشود
میرود و سیاه میشود ......
کودک می شنید اراجیف مرا !!! ناگهان به خود آمد
آینه را شکست !
گفت : دیگر نمیبینم !
کودک تو همیشه میخواهد کودک بماند !!
خندیدم و گفتم ..... کاش اینگونه باشد
راستش خیلی دوست دارم همون کودک با احساس و پاک باشم ...
يا علي...
نظرات ()
روزگاری به این روزگار می خندم عجیب ......
و عجیب تر همان افکار تهی است که می خواستند بسازند همین روزگار را و هر چه ساختند خراب شد و حال خرابه ای دارم ساکت و آرام و به رنگ خاکستری و مردگی و در انتظار قدم هایی استوار نگاه هایی بر خاسته از دل و جان هایی که با من سخن از صداقت و عشق و مهربانی میگویند ..... تا این خرابکده امروز و کلبه مهربانی دیروز را برایم یاس باران احساس کنند .....
و صدایی که بر می آید از همین قلب زخم خورده و از دور تو را می خواند ...... گمشده .....!
و اکنون کجاست آن پنجره و کجایم من ...... کجاست آن نقش و نگار ..... کجاست آن آسمان و کجاست آن ماه که هر شب به دنبالش می گشتم ..... ماه که می گویند هست هر شب ..... من کجایم ؟ ..... خراباتی ......!
چه بر من گذشت ..... خریدار این قلب کهنه کیست خدایا .....!
کجایند آن همه احساس و کجایند آن مردمان که می گفتند نا محرم تر از تو نیست ......؟
محرم راز من غریبه ای بیش نبود ......آشنا نامی به رنگ رازقی .....
آهای کمال کجایی که گفتی مرا که دیدند بی صدا گفتند ...... چه آبی .....!!!
پس آبی من چه شد ...... چه آبی کجا رفت ......
آری عزیز بر خیز از خواب و درست بنگر ..... فقط خرابات می بینی و همین .......
هیچکس مرا باور نکرد ...... هیچکس
بی خیال ......
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نی نام ز ما و نی نشان خواهد بود
زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود
یاعلی....
نظرات ()بسمه تعالی

اينجا برای از تو نوشتن هوا کم است عالم برای از تو نوشتن مرا کم است
اکسير من نه آنکه مرا حرف تازه نيست من از تو می نويسم و اين کيميا کم است
چطور ميشه از زحمات مادر تشكر كرد ؟ آيا با گفتن يك جمله و يا تقديم شاخه اي گل ميتوان گفتني ها را گفت ؟ عمق و وسعت فداكاري مادر آنقدر عظيم و بزرگ است كه مطلقا نميشه با اين نشانه هاي زميني به ان اشاره داشت , اما سعي ميشه تا با حداقل كاري كه ميتوان كرد , گوشه ناچيزي از تشكر خودمونو ابراز كنيم . تشكر از موجودي بس گرانبها و عزيز كه حتي اگر دنيا را هم به پايش بريزيم , باز نميتوان حق مطلب را ادا كرد .
مادر عزيز و مهربانم : روزت مبارك ... پاينده باشي و سلامت .
اين روز را به همه مادران و همچنين شما دوستان عزيز تبريك ميگويم ...
اجازه بديد تا در وصف اين مناسبت , متن زيباي دوست خوبمون را ببينيم :
بسيارند حرفهايم براي تو ، بسيارند احساساتم براي تو
زندگي ام بسته به زندگي توست ؛ زندگي ام ، زندگي ِ توست ،
و
آن روز كه دلواپسي عشق مرا لب ميزد
ديدار تو در خواب مرا تب ميزد
دل را به تو داده بودم اندر ره عشق
عشق تو بجان و قلبم آتش ميزد
از هر نفسي كه من برون ميدادم
صد آه و فغان ز دست تو بر ميزد
ياد آر آن شبي را به كنار من و تو
دستان همه جام مي بر هم ميزد
ياد آر ان شبي را كه دستم به كفت بود
قلبهامان با هم ميزد
باز آ اي دوست كز دوري تو
اين خانه دل را غم همي در ميزد
****************************************************************************
-
باغبان هستي:
مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.
گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.
خشم لبريز از مهرباني:
مهرباني و لطافت مادر را بارها ياد کرده ايم و ستوده ايم، ولي من، لحظه هاي ناب خشم و قهر او را نيز مي ستايم؛ لحظاتي که پايم در راه مي لغزيد و سوي بيراهه مي رفتم؛ لحظاتي که دست به خطا مي بردم و از سر جهل راه عصيان پيش مي گرفتم. نه به کلام او دل مي سپردم و نه به نگاه زنهار زده اش وقعي مي نهادم. سر در جيب جهالت فرو کرده، راه خود مي رفتم و او چون کوهي سترگ، راه بر من مي بست. چون رودي خروشان مي خروشيد، آن گونه که خود را خردتر از آن مي ديدم که نافرماني کنم و چه زود پرده جهالتم دريده مي شد و چشم دلم گشوده، و مي ديدم که با آن خشم لبريز از مهرباني اش، چگونه راه مرا بر پرتگاه خطا بسته است و آن گاه، فروتنانه به سپاسش مي نشستم.
قدرت مندي و جديت:
به همان اندازه که مهرباني و لطافت مادر قابل ستايش است، قدرت مندي و استواري او در راه تربيت صحيح کودک نيز قابل تحسين، و شايسته ستايش است. مادر فهميده و دانا، با جديت از مشاجره با کودک و يا کوتاه آمدن در مورد خواست هاي نا به جاي او دوري مي کند و با قدرت مندي، راه او را بر خطا مي بندد و اين، بهترين راه براي حفظ سلامت جسمي و روحي کودکي است که نه خوب و بد را مي شناسد و نه مي تواند بفهمد و بشناسد.
گام به گام رو به سعادت:
مادر مسلمان، در کنار همه محبت هاي مادرانه و عاطفه بي پاياني که خداوند به او بخشيده، چون راهنمايي است که کودک را از همان ابتدا با اصول اسلامي آشنا مي کند. او با نقل داستان هاي واقعي يا تخيلي، تذکر گام به گام و بيان کودکانه از واقعيت ها و بايدها و نبايدها، کودک را با رفتاري مطلوب و اسلامي پرورش مي دهد، آن گونه که اين رفتارها از همان آغاز کودکي در وجود کودک برجسته مي شود. چنين مادراني که راه سعادت را بر روي فرزندان خود مي گشايند، شايسته تحسين و پاداش الهي هستند.
عظمت مقام مادر:
در قانون خلقت، هرچه مقام آفريده اي بالاتر است، وظايف او هم سنگين تر مي شود. در اين ميان، زن که به عنوان انسان، جانشين خدا در زمين و به عنوان مادر، پرورش دهنده افراد جامعه بشري است، از مقام بلند و والايي برخودار است. آيت الله جوادي آملي، در مورد عظمت مقام مادر و وظايف او چنين مي نويسد: «يک سلسله مسئوليت هاي پرورشي به عهده مادر است که مرد از آن محروم است. زن حداقل سي ماه يک سري مسئوليت هايي دارد که مرد ندارد. در اين سي ماه که کودک مستقيماٌ از مادر تغذيه مي کند، مادر مسئول حفظ دو نفر است؛ يکي براي خود و ديگري براي کودک. آيا اين عظمت زن نيست؟ اين مسئوليتي نيست که ذات اقدس الهي به زن داده است که به زن فرمود: مسئوليت در حفظ انديشه ها، افکار و عقايد بيش از مرد است. تو مسئول دو نفري. از اين رو مواظب افکار و انديشه هايت باش؛ زيرا که بسياري از مسائل، از راه انديشه به فرزند مي رسد».
تعالي انديشه در مادر:
حساسيت مقام زن و دشواري وظايف او، و سنگيني اموري که در خلقت بر عهده او نهاده شده، بسيار دشوار و در عين حال ظريف و دقيق است. توجه مادران به اين وظايف حساس، باعث سلامت جامعه بشري است. استاد جواد آملي در اين باره چنين مي نويسد: «اگر مادري بداند که انديشه هاي او در کودک اثر مي گذارد، انديشه ها و بينش هاي خود را تعالي بيشتري مي بخشد، وظيفه مادري تنها اين نيست که با وضو بچه را شير بدهد و (يا هنگام شير دادن) «بسم الله» بگويد که اينها امور ظاهري و عبادت هاي ظاهري است؛ بلکه دين مي فرمايد: مواظب انديشه هاي خودت نيز باش».
تجليل ويژه از مادر:
خداوند در جاي جاي قرآن کريم، به تکريم و احترام پدر و مادر و احسان به آنها سفارش و در مواردي، احسان به والدين را در کنار عبادت حق ذکر مي کند. ولي با همه اين توصيه ها، در جايي که از زحمات آن دو ياد مي کند، تنها از دشواري هايي که مادر تحمل کرده نام مي برد و مي فرمايد:« ما انسان را سفارش کرديم که به پدر و مادرش نيکي کند، (خاصه مادر) زيرا مادرش (بار وجود) او را به سختي حمل کرده و به سختي فرو نهاده است.» بله آن جا که سخن از سختي ها و زحمات است، خداوند نام مادر را به صورت مخصوص بيان مي دارد تا بلنداي حق او بر فرزند، آشکار گردد.
بلنداي مقام مادري:
استاد جوادي آملي درباره توجه و اهتمام زنان به امور خانواده و وظيفه حساس مادران مي فرمايد: «مبادا ارزش هاي مادي و عادي، مقام والاي مادري را به دست نسيان بسپارد و آن را کمتر از سمت هاي ديگر وانمود کند و خانه داري و مديريت داخلي خانواده که رکن اصيل جامعه اسلامي است، کم رنگ گردد».
منزلت رفيع مادر:
حساسيت وظايف مادر به قدري والا و دقيق است که توجه يا عدم توجه به آن، تأثير آشکار و عميقي بر آينده کودک و جامعه مي گذارد. در حقيقت، مقام مادري پستي کليدي در جامعه است.
استاد جوادي آملي در مورد مقام مادر مي فرمايد: «نه اعضاي خانواده مجازند مقام شامخ مادري را تنزل دهند، نه افراد جامعه مي توانند منزلت رفيع مديريت داخلي خانه را سبک تلقي کنند، نه نظام حکومتي و سيستم اداره جامعه حق دارد از بهاي لازم آن غفلت يا تغافل کند، و نه خود زنان مأذونند که از شناخت چنين جايگاه رفيعي جاهل بوده و يا تجاهل نمايند.»
دعا براي والدين:
خداي متعال در کتاب آسماني اش، قرآن کريم، در چهار مورد احسان و اکرام والدين را بلافاصله بعد از توحيد و عبادت خود ذکر کرده که اين نشان دهنده تأکيد بر وجوب احترام و احسان به والدين و بزرگ داشت مقام آنان است. افزون بر اين، در موارد چندي نيز مؤمنان را به دعا در حق والدين و طلب آمرزش براي آنان توصيه کرده است. ما نيز در اين روز بزرگداشت مقام مادر، دست به دعا بر مي داريم و از خداي يگانه براي همه مادران مهربان برکت، رحمت و عزت مي طلبيم.
گاه نيازمندي:
مادران اسوه هاي فداکاري، جلوه هاي صبوري و آينه هاي بردباري اند که کودک را از آغاز بودنش در آغوش پر مهر خويش گرفته و در پناه حمايت خود مي پرورانند. لحظه اي از فکر کودک خود غافل نمانده و اندکي بي توجهي به او روا نمي دارند. چه زيباست اگر چنين اسوه هاي صبوري و فداکاري را، گاهِ پيري که نيازمند حمايت و هم ياري اند، با مهرباني و رحمت بپذيريم، دست ياري به سويشان بگشاييم، و مقام بلندشان را پاس داريم.
يا علی...
نظرات ()سلام
بعلت خيلی جدی و سنگين و رنگين بودن و اينکه فقط جنبه اطلاع رسانی داشت سه تا از جوکهای بانمک و مودبانه ای که شنيدم ميذارم اينجا:
- فيلم هاي در حال ساخت جام جهاني:
1- پت و مت با بازي ميرزاپور و رحمان رضايي.
2- تام و جري با هنرمندي فيگو و کعبي!!.
3- دوقلوهاي افسانه ايي با حضور برانکو و چلنگر.
4- زندگي پيامبران با حضور افتخاري علي دايي در نقش حضرت نوح.!
- آيا فکر مي کنيد بي عرضه هستيد؟ آيا فکر مي کنيد که به هيچ دردي نمي خوريد؟ آيا فکر مي کنيد هيچ کس شما را نمي خواهد؟ آيا فکر مي کنيد بي مصرف هستيد؟ آيا فکر مي کنيد زشتيد؟...
به خدا حق داريد.
-عشق يه دايره ايه مثل مستطيلی , که مثل مثلث سه ضلع داره .
۱.عشق
۲.محبت
***********************************************************
اين رو ميگذارمش برای آشنايي هرچه بيشتر به حقوق حقه مون.
با توضيحاتی که لابلا و داخل پرانتزها دادم.
قانون جامع حمايت از حقوق معلولان
۸۴/۱۰/۲۴ - ۹:۳۶ - قنبري، آرزو
مجموعه اي از قوانين که سازمان هاي دولتي بر اساس "قانون جامع حمايت از حقوق معلولان" موظف به اجراي آنها هستند
ماده1. دولت موظف است زمينه هاي لازم را براي تأمين حقوق معلولان، فراهم وحمايت هاي لازم را از آنها به عمل آورد.
تبصره. منظور از معلول در اين قانون به افرادي اطلاق ميگردد که به تشخيص کميسيون پزشکي سازمان بهزيستي براثر ضايعه جسمي، ذهني،رواني يا توأم ، اختلال مستمر در سلامت و کارايي عمومي وي ايجاد گردد. به طوري که موجب کاهش استقلال فرد در زمينه هاي اجتماعي و اقتصادي شود.
ماده 2. کليه وزارتخانه ها، سازمانها وموسسات و شرکتهاي دولتي و نهادهاي عمومي و انقلابي موظفند در طراحي، توليد و
احداث ساختمانها و اماکن عمومي و معابر و وسايل خدماتي به نحوي عمل نمايند که امکان دسترسي و بهره مندي از آنها براي معلولان همچون افراد عادي فراهم گردد.(ساختار شهر رو که مستحضر هستيد چقدر شامل حال معلولين
طوريکه فرد سالم هم هنگام بهرمندی از اون چه بسا ناقص و معلول شن
)
تبصره1. وزارتخانه ها ، سازمانها و موسسات و شرکتهاي دولتي و نهادهاي عمومي و انقلابي موظفند جهت دسترسي و بهره مندي معلولان ، ساختمانها و اماکن عمومي ، ورزشي ، تفريحي ، معابر و وسايل خدماتي موجود را در چهارچوب بودجه هاي مصوب سالانه خود مناسب سازي نمايند.
تبصره 2. شهرداريها موظفند از صدور پروانه احداث و پايان کار براي آن تعداد از ساختمانها و امکان عمومي و معابري که استانداردهاي تخصصي مربوط به معلولان را رعايت نکرده باشند خودداري نمايند.(جون خودشون که چقدر هم رعايت ميشه
)
تبصره 3 . سازمان بهزيستي کشور مجاز است بر امر مناسب سازي ساختمانها و اماکن دولتي و عمومي دستگاه هاي مذکور در ماده فوق نظارت و گزارشات اقدامات آنها را درخواست نمايد.
تبصره 4 . آيين نامه اجرايي ماده فوق ظرف سه ماه مشترکا توسط وزارت مسکن و شهرسازي ، سازمان بهزيستي کشور و سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور تهيه و به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.
ماده 3. سازمان بهزيستي کشور موظف است در چارچوب اعتبارات مصوب در قوانين بودجه سالانه اقدامات ذيل را به عمل آورد:
الف . تامين خدمات توانبخشي ، حمايتي ، آموزشي و حرفه آموزي موردنياز معلولان با مشارکت خانواده هاي معلولان و همکاري بخش غيردولتي (خصوصي ، تعاوني ، خيريه) و پرداخت يارانه (کمک هزينه ) به مراکز غيردولتي و خانواده ها .
ب. گسترش مراکز خاص نگهداري ، آموزشي و توانبخشي معلولان واجد شرايط (معلولان نيازمند ، معلولان بي سرپرست ، معلولان مجهول الهويه ، معلولان با ناهنجاريهاي رفتاري) با همکاري بخش غير دولتي و پرداخت تسهيلات اعتباري و يارانه (کمک هزينه) به آنها.
ج. تامين و تحويل وسايل کمک توانبخشي موردنياز افراد معلول .
د. گسترش کارگاه هاي آموزشي ، حمايتي و توليدي معلولان و ارايه خدمات توانبخشي حرفه اي به معلولان جهت توانمندسازي آنان.
تبصره . کارگاه هاي آموزشي ، حمايتي و توليدي معلولان موضوع ماده فوق از شمول قانون کار مصوب 29/8/1369مستثني خواهد بود.
ماده 4- معلولان مي توانند در استفاده از امکانات ورزشي ، تفريحي ، فرهنگي و وسايل حمل و نقل دولتي (مترو ، هواپيما ، قطار) از تسهيلات نيمه بها بهره مند گردند.(نمی دونم برای بهرمندی از اين تخفيف کجا بايد مراجعه کنم؟
)
تبصره . وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، سازمان تربيت بدني و شهرداريها موظفتند کتابخانه ، اماکن ورزشي ، پارک و امکان تفريحي خود را به نحوي احداث و تجهيز نمايند که امکان بهره مندي معلولان فراهم گردد.(بطور مثال تنها مکان فرهنگی تفریحی که مناسب حال افراد معلول يا کم توان است سينما فرهنگ
)
ماده 5. افراد تحت سرپرستي معلولان با معرفي سازمان بهزيستي کشور تحت پوشش بيمه خدمات درماني و معلولان تحت پوشش بيمه خدمات درماني و بيمه مکمل درماني قرار مي گيرند.
ماده 6. يکي از فرزندان اوليايي که خود ناتوان و معلول بوده (هر دو يا يکي از آنها معلول باشد) و يا حداقل دو نفر از فرزندان آنها ناتوان و معلول باشد از انجام خدمت وظيفه عمومي معاف مي گردد.
تبصره . همسراني که زن ناتوان و معلول خود را سرپرستي مي نمايند مادامي که سرپرستي همسر ناتوان و معلول را برعهده داشته باشند از انجام خدمت وظيفه عمومي معاف مي گردند.(پسران عزب سربازی نرفته بشتابيد که غفلت موجب پشيمانی است
با کمترين هزينه و مشکل کارت معافيت صادر می شود.
)ماده 7. دولت موظف است جهت ايجاد فرصت هاي شغلي براي افراد معلول تسهيلات ذيل را فراهم نمايد:
الف. اختصاص حداقل سه درصد از مجوزهاي استخدامي (رسمي ، پيماني ، کارگري) دستگاه هاي دولتي و عمومي اعم از وزارتخانه ها ، شرکتها و موسسات ، شرکتها ، نهادهاي عمومي و انقلابي و ديگر دستگاه هايي که از بودجه عمومي کشور استفاده مي نمايند به افراد معلول واجد شرايط .
نظرات ()-تو اين زمونه.... سيستم گرونه.... همه ميخوان کانّکت بشن، امّا چگونه؟ ............... رفته محبّت، هک شده عادت، کجا BF، کجا GF، کجا يه همدم؟ ............. گلی تو دنيا، لوگين نميشه، دنيا رو Search esh بکنی، پيدا نميشه ...حالا وی وی ويوی حالا وی وی !!
-تركه مي ره دكتر مي گه اقاي دكتر نمي دونم چرا چند وقته كسي منو تحويل نمي گيره؟ دكتر مي گه لطفا نفر بعد!!!
-سازمان سنجش آموزش عالي! آزمون استخدامي كارشناسي ارشد دستياري!
مدت پاسخگويي در روزنامه هاي کثيرالانتشار اعلام ميشود!
- هنرپيشه معروف سينما ؟ الف) محمدرضا گلزار ب) محمدرضا علفزار ک) محمدرضا گندمزار ش) محمدرضا دشت
- هنرپيشه مرحوم سينما ؟ الف) رضا ژيان ب) رضا ماکسيما ک) رضا فولکس ش) رضا خاور
-هنرپيشه مرحوم فيلم "ممل آمريکايي" ؟ الف) نعمت الله گرجي ب) نعمت الله ساقه طلايي ک) نعمت الله شيرين عسل ش) نعمت الله مينو
- هنرپيشه زن معروف سينما ؟ الف) هديه تهراني ب) کادوي تهراني ک) چشم روشني تهراني ش) قابل نداره تهراني
-يکي از آهنگ هاي منصور ؟ الف) ديوونه ب) ... خل ک) منگل ش) عجوج مجوج!
- مربي و بازيکن اسبق پرسپوليس ؟ الف) علي پروين ب) علي شهين ک) علي مهين ش) علي دمبه
- کشتي گير گردن کلفت ايران ؟ الف) عباس جديدي ب) عباس قديمي ک) عباس نيو ش) عباس آپديت
-تيم فوتبال آباداني ؟ الف) نفت آبادان ب) بنزين آبادان ک) گازوئيل آبادان ش) استقلال اهواز
- باشگاه انگليسي ؟ الف) ميدلزبرو ب) ميدلزبيا ک) ميدلزبودي حالا ش) ميدلزپاشو برو گمشو
- مهاجم سال هاي دور منچستر يونايتد ؟ الف) اندي کول ب) اندي سرشانه ک) اندي پشت بازو ش) اندي مرسي
- مساحت دايره چقدر است ؟ الف) 2 متر ب) 5/2 متر ک) بيشتره ش) صبر کن بپرسم
- سرعت نور چقدر است ؟ الف) خوب است ب) بد نيست ک) شما چطوري ؟ ش) چه خبر ؟
- کدام عبارت زير بايد فيلتر شود ؟ الف) cosx ب) 2sin2x ک) cotghx ش) tg3x
-در بيت زير چه صنعتي به کار رفته است ؟
"بي وفايي ، بي وفايي ، دل من از غصه داغون شده"
الف) ايهام ب) صنعت نفت ک) صنعت پتروشيمي ش) صنعت آبکش سازي
- شاعر قرن ده دوازده؟ الف) هاتف اصفهاني ب) ابي اصفهاني ک) اندي اصفهاني ش) سياوش قميشي اصفهاني
- فعل "خوردن" را صرف کنيد ؟ الف) چشم ب) صرف شده ک) ميل ندارم ش) نوش جان
-يکي از وسايل مربوط به فيزيک که در عينک ، تلسکوپ و ميکروسکوپ به کار ميرود ؟ الف) عدسي ب) کاچي ک) فرني ش) لوبيا با دوغ
- نويسنده "منطق الطير" کدام شاعر است ؟ الف) عطار نيشابوري ب) نجار نيشابوري ک) سمسار نيشابوري ش) کوپن فروش نيشابوري
- يکي از اشکال ماده ؟ الف) گاز ب) يخچال ک) بخاري ش) ماشين ظرف شويي
- نام ديگر اسيد فرميک ؟ الف) جوهر مورچه ب) جوهر مورچه خوار ک) جوهر پلنگ صورتي ش) جوهر سرندي پيتي
- نام گاز سرد کننده يخچال هاي قديمي ؟ الف) فرعون (فرئون) ب) نمرود ک) ابرهه ش) خسرو پرويز
- نام ديگر گازهاي بي اثر مثل هليم ، نئون و ... ؟ الف) گازهاي نجيب ب) گازهاي سر به زير ک) گازهاي باوقار ش) کلا بچه هاي خوبي هستن
وقت شما به پايان رسيد . لطفا ماوس هاي خود را بالا بگيريد...
-نگاهم در نگاهت كرد برخورد/ خدامرگت دهد حالم به هم خورد .
-قزوينيه مي ميره روحش به سمت سوراخ لايه ازن پرواز ميكنه!
-يه روزيه تركه مي ره كتابخانه از مسوول كتابخانه مي پرسه كه اقا كتاب ترك دانا را داريد. مسول مي گه: نه اقا كتاب تخيلي نداريم .
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
-در سربازخونه..... سرهنگ: اسمت چيه؟ سرباز: ممد. سرهنگ: اين چيه دستت؟ سرباز: تفنگ. سرهنگ: تفنگ؟ اين مملكتته, آبروته, زندگيته, شرافتته, خواهرته, مادرته, و .... سرهنگ رو به سرباز ديگر: اسمت چيه؟ سرباز: شعبان . سرهنگ: اين چيه دستت؟ سرباز: خواهر, مادر ممده!!!!(قبلا یک ورژن از این رو داشتیم)
یا علی...
نظرات ()